با من حرف مي زني
از فراز جنگل ها ودشت ها
به كودكي ام نزديك مي شوم
ومثل پرنده اي
راه آسمان را مي گيرم.
در خاطرت نمي گذرد
نه تدبير كودكي هامان
ونه قاعده زندگي
همين هزار سال پيش
حضور بنفش دست هامان را جشن گرفتيم
در دور دست شعله نارنجي افق با توده كلاغان
در چشم آسمان فرو مي رود
وصبح از بستر
روح مرا رها مي كند
و كودكي ات را آوازي در گلو داري
حالا كه رد صدايت
دامن دامن بغض مي شود
عطر سيب يا گندم؟
«میشل بوتور» جز آن دسته از نویسندگانی است كه در تاریخ ادبیات فرانسه در كنار نویسندگانی چون «ناتالی ساروت» و «آلن ربگریه» به ثبت رسیده است و «دگرگونی» (1975) بعد از «گذر از میلان» و «برنامهریزی زمانی» با تاویلهای بسیار - برندهی جایزه «تئوفراست رنودو»- ، موجب شد تا خوانندگان زیادی را به خود جلب كند.
«دگرگونی» روایت زندگی مرد میانسالی است كه درگیرودار ماجرای عاشقانهای رنگ میبازند و در جستوجوی هستی از دست رفته به درون خودش نقب میزند و در این حال و هوا آنچه به كنشی واقعی در او میانجامد واقعیت تغییر یافته اوست كه در انتها منجر به تصمیمی متفاوت شود.
این كندوكاو درونی شخصیت اصلی رمان، زوال آدمی است كه هیچ گاه با خودش تنها نبوده و در خیال پردازیهای ماهرانه شخصی عاشق پیشه قلمداد میكرده است. او برای مقابله با واقعیات و رودررویی با آنها لحظهلحظهی زندگیاش را همچون پلانهای یك فیلم به تصویر میكشد كه مخاطب از شنیدن آن به هیچ روی خسته نمیشود.
قطار نماد زندگی است، حركتها و سكونهایش از آن جهت به زندگی شباهت دارد كه همچون زندگی تولد و مرگ را با هم دارد.
ادامه مطلب

هنر، تجلی گاهی است كه انسان تلاش می كند تا برشی از خود را به دیگران نشان دهد و نویسندگان زن و مرد -این دو جنس متفاوت- در این مسیر گفته های دو گروه را به یكدیگر منتقل می كنند.
زنان همواره در برابر نگاههای سیاسی و حقوقی در پی حقوق خود با مردان به پا خاستهاند و یكی از جریانهای فكری كه پس زمینهی آثار ادبی میشود همین نگاه اجتماعی و مسالهی حل نشده زنان است كه در عصر حاضر به جریان" فمنیستی" مطرح است.
نقطه عطف نقد و جریان فمنیستی، جنبههای اجتماعی و فرهنگی متمایز زنان و مردان است كه با نگاهی موشكافه در مییابیم در جامعهای كه زندگی مرد ،محور است و زن همواره ضمیمهی آن معرفی میشود نباید با این نگاه و این شرایط موقعیتی ایجاد كنیم كه زن یك مرد باشد و مردگونه بیندیشد.
ادامه مطلب
زيبا شناختي متن
استيلا نيسلاوسگي معتقد است:
«حرف زدن به معناي ترسيم تصويرهاي بصري است»
و مارسل پروست نيز معتقد است:
«همهي احساسهايي كه خوش يا بدبختي يك آدم واقعي را در ما برميانگيزد فقط به واسطهي تصويري از آن خوشي يا بدبختي است.
در دستگاه عواطف ما تصوير تنها عنصر اساسي است.»
ادامه مطلب
به نقل از:روزنامه کارگزاران
|
سرکشیهای لازم |
|
رسولآبادیان |
ادامه مطلب
|
كدام كتاب را مي نوشتي /16 زهرا طهماسبي مي گويد:در ميان آثار ادبيات جهان نمي توان ازغول هايي چون فوئنتس ،داستايوفسكي،سلين،سارتر، بكت، يونسكو، رومن گاري و...ياد نكرد.اما آن چه من هميشه با آن زندگي مي كنم رمان "در جست وجوي زمان از دست رفته" است. زهرا طهماسبي (مهتاب) در گفت و گو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) گفت:دنياي امروز دنياي واژه هاست،هر يك از انسانها مىكوشند تا در گوشهاى از اين جهان پهناور واژهاى را معنا كنند و در خدمت نوع بشر باشند،البته هر كسى راه خاص خود را پيش مي گيرد. وي تصريح كرد:آثار ماندگار و جاودان هر سرزمينى، بيان تاريخ و فرهنگ آن سرزمين را برعهده دارند. در بين آثار ادبيات جهان نمي توان از غولهايي چون فوئنتس ، |
|
ادامه مطلب

